امروز : شنبه , ۱۳ آذر , ۱۳۹۵

در این مقاله رسم نمودار توابع مثلتی را بررسی می کنیم. در ستون A از Sheet1 مقادیز زاویه ها را به فاصله ۱۰ تا ۳۶۰ وارد می کنیم. (می توانید به دلخواه فواصل زاویه ها را کم یا زیاد کنید)  در حالت پیش فرض مقدار زاویه در اکسل در واحد رادیان محاسبه می شود. مثلاً می دانیم که سینیوس زاویه ۳۰ درجه برابر ۰٫۵ می باشد اما اگر فرمول را به صورت =sin(30) بنویسیم نتیجه عدد -۰٫۹۸۸۰۳ خواهد شد. این مقدار برابر سینیوس زاویه ۳۰ رادیان می باشد.  ما در اولین مرحله این زوایا را به واحد درجه تبدیل می کنیم و سپس نمودار را بر اساس آن رسم می کنیم. برای تبدیل رادیان به درجه به این شکل عمل می کنیم. R*pi()/180=D یعنی مقدار رادیان را در عدد پی که تقریباً برابر (۳٫۱۴) ضرب کرده و بر ۱۸۰ تقسیم می کنیم. (اگر از مقدار ۳٫۱۴ به جای عدد پی استفاده کنیم مقادیر بدست آمده با مقادیر واقعی اختلاف اندکی خواهند داشت) ما قصد داریم با استفاده از مقادیر یک کامبو باکس بین نمودارهای سینوس و کسینوس تغییر وضعیت دهیم. یعنی با انتخاب کلمه سینوس از لیست پایین افتادنی نمودار سینوس را رسم کنیم و با انتخاب کلمه کسینوس نمودار کسینوس جایگزین نمودار سینوس شود. برای این منظور از سربرگ Developer یک کامبوباکس را در یک سلول دلخواه قرار می دهیم. تذکر: سربرگ Developer در حالت پیش فرض فعال نیست، برای قرار دادن آن در نوار ابزار مطابق تصویرهای زیر عمل نمایید برای قرار دادن کامبوباکس، پس از انتخاب بر روی قسمتی از صفحه کلیک کرده و کلید چپ موس را نگهداشته و به یک سمت بکشید. بر روی کامبو باکس راست کلیک کرده و Format control را انتخاب می کنیم. در پنجره تنظیمات و در قسمت Input range  محدوده  C2:C3 که در این مثال در آنها عبارت "سینوس و کسینوس …

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : چهارشنبه , ۱۹ آبان , ۱۳۹۵

در این مقاله می خواهیم با استفاده از ترکیب تابع INDEX و ابزار CONDITIONAL FORMATTING موقعیت یک مقدار را در یک جدول از داده ها پیدا نموده و آن را با رنگ متمایز مشخص نماییم. در این آموزش از تابع INDEX و ابزارهای CONDITIONAL FORMATTING و DATA VALIDATION استفاده می کنیم. جدولی مطابق شکل زیر داریم که از ۶ ردیف و ۵ ستون تشکیل شده است. تعداد ۳۰ عدد مختلف در این جدول قرار دارد (داده ها می توانند تکراری هم باشند). می خواهیم سطر و ستون دلخواه را وارد نموده و با استفاده از تابع INDEX مقدار واقع در تقاطع این سطر و ستون را بدست آوریم. ضمناً عدد پیدا شده نیز باید با یک رنگ دلخواه در جدول مشخص گردد. ابتدا جدول را تشکیل داده و اعداد را در آن وارد می کنیم.  در کنار جدول در دو سلول عبارت های "سطر و ستون " را وارد کرده و در زیر هر کدام یک عدد که بیانگر شماره سطر و ستون باشد را وارد می کنیم. با استفاده از ابزار DATA VALIDATION مقادیری که توسط کاربر وارد می شود را محدود می کنیم تا کاربر نتواند عددی بیش از تعداد سطر و ستون های جدول را وارد نماید و اگر چنین اتفاقی بیفتد، با یک پیام مناسب به کاربر هشدار داده و مقدار وردی غلط را نپذیرد. برای سلول حاوی شماره ستون نیز دقیقاً مراحل تصویری بالا را تکرار می کنیم با این تفاوت که به جای عدد ۶ باید عدد ۵ را قرار دهیم، چون تعداد ستون های جدول ما ۵ عدد می باشد. بعد از وارد کردن شماره سطر و ستون جدول، با استفاده از تابع INDEX مقدار حاصل از تقاطع سطر و ستون را به شکل زیر بدست می آوریم. ( INDEX(I5:M10,F5,G5= در این فرمول I5:M10 محدوده جدول و F5 سلول حاوی شماره سطر و …

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : دوشنبه , ۱۷ آبان , ۱۳۹۵

در این پست تکنیکی را خدمت شما دوستان عزیز معرفی می کنم که در وقت شما بسیار صرفه جویی خواهد شد. فرض کنیم در یک شیت اکسل نواحی متعددی را داریم و می خواهیم که هنگام پرینت گرفتن فقط یک ناحیه مشخص را پرینت بگیریم. این کار را می توانید از راههای مختلفی انجام دهید. مثلاً ناحیه مورد نظر را انتخاب نموده و سپس در پنجره تنظیمات چاپ و از بخش setting عبارت print selection را انتخاب نمایید. و یا از سربرگ page layout و از قسمت print area عبارت set print area را انتخاب نمایید. اما با استفاده از این تکنیک به راحتی می توانید هر قسمت دلخواه را فقط با یک کلیک به عنوان ناحیه چاپی انتخاب نمایید. برای انجام این کار مطابق روش زیر عمل نمایید. در این مثال فرض می کنیم کاربرگ ما دارای چهار بخش مجزا می باشد ابتدا ناحیه شماره ۱ را انتخاب کرده و از سربرگ Formulas و از قسمت Define Name در کادر مقابل Name نام دلخواهی را انتخاب می کنیم (مثلاً par1) و بر روی دکمه OK در پایین پنجره کلیک می کنیم.   برای سایر نواحی باقیمانده دقیقاً قدم اول را تکرار می کنیم و نام های Part2 , part 3 , … را به عنوان نام انتخاب می نماییم. (تذکر: عمل نامگذاری را می توانید در قسمت سمت چپ نوار فرمول نیز انجام دهید) ناحیه اول را انتخاب نموده و از سربرگ Page layout عبارت print Area/Set print Area را انتخاب نمایید (خط چین اطراف ناحیه ظاهر می شود که به معنی این است که اگر دستور پرینت صادر شود این ناحیه پرینت خواهد شد) از سربرگ Developer و از بخش Insert تعداد ۴ عدد دکمه رادیویی (Option Button) از قسمت Form contrlدر قسمتی از کاربرگ قرار می دهیم. (سربرگ Developer در حالت پیش فرض در نوار منو قرار …

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : سه شنبه , ۱۳ مهر , ۱۳۹۵
شکل 1

هدف از این پست آموزش ایجاد لیست پایین افتادنی هوشمند است که با تایپ هر کلمه، کلیه نام های دارای حرف تایپ شده را جهت انتخاب به کاربر پیشنهاد دهد. برای ایجاد چنین لیستی باید مراحل زیر را انجام دهیم مرحله اول: ایجاد و تنظیم باکس جستجو در این مرحله ما یک کامبو باکس داریم  باید تنظیمات آن را طوری انجام دهیم که هنگام تایپ متن در این کامبوباکس، متن آن نیز در جعبه جستجو ظاهر شود. برای انجام این کار به شرح ذیل عمل می کنیم. در تب (سربرگ) developer  و در بخش ActiveX Control ابزار ComboBox را انتخاب می کنیم (اگر سربرگ Developer در نوار ریبون دیده نمی شود مسیر زیر را برای فعال کردن آن طی کنید. File/Options/Customize Ribbon و چک باکس کنار گزینه Developer را فعال کنید) در یک سلول دلخواه کلیک کرده تا کامبوباکس در آنجا قرا گیرد. بر روی کامبوباکس راست کلیک کرده و Properties را انتخاب می کنیم در پنجره ای که ظاهر می شود تغییرات را به صورت زیر اعمال می کنیم. AutoWordSelect: False LinkedCell: B3 ListFillRange: DropDownList  (( در گام دوم یک یک نام برای این مرحله ایجاد خواهیم کرد MatchEntry: ۲ – fmMatchEntryNone     شکل ۱ سلول B3 به کامبوباکس لینک می شود به این معنی که هر مقداری که در کامبوباکس وارد شود در سلول B3 نیز ظاهر می شود. به سربرگ Developer رفته و بر روی Design mode کلیک می کنیم تا بتوانیم متن خود را در کامبوباکس وارد کنیم. از آنجا که سلول B3 به بامبوباکس لینک شده است هر مقداری که در کامبوباکس وارد شود در سلول B3 نمایش داده می شود. مرحله دوم: تنظیم اطلاعات حال که تنظیمات باکس جستجو را انجام داده ایم  باید داده های مورد نظر خود را وارد نماییم. ما می خواهیم  اگر هر اطلاعاتی در باکس جستجو وارد کردیم  کلمه ای یا قسمتی …

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : یکشنبه , ۲۷ تیر , ۱۳۹۵

فرض کنید عدد ۲۶۵ را در خانه M3 نوشته ایم و میخواهیم با پیدا کردن یک فرمول جمع رقمهای این عدد را بدست آوریم یعنی (۱۳=۵+۶+۲) هدف از بدست آوردن این فرمول آموزش تعدادی از توابع متنی اکسل است که در ادامه مثال آنها را شرح خواهم داد. برای محاسبه مجموع ارقام ابتدا باید بتوانیم رقم های عدد داده شده را از هم جدا کنیم. برای این منظور از تابع MID استفاده می کنیم. شکل کلی این تابع به این صورت می باشد. =MID(Text,Start_num,num_chars) در این فرمولtext  رشته ای است که میخواهیم تابع MID روی آن عمل کند. Strat_num شروع و num_chars تعداد حروفی است که می خواهیم تابع آن را جدا کند. در مثال فوق برای جدا کردن رقمها، تابع را به صورت زیر استفاده می کنیم. =MID(M3,1,1) این فرمول از خانه M3 و از حرف اول شروع کرده و عبارتی به طول یک حرف را جدا می کند. نتیجه عدد ۲ یعنی رقم اول خواهد بود. =MID(M3,2,1) =MID(M3,3,1) این فرمولها نیز از حروف دوم و سوم شروع کرده و رشته ای به طول یک کاراکتر را بیرون می کشند که اعداد ۶ و ۵ می باشند. اکنون می خواهیم با استفاده از تابع sum این اعداد را با هم جمع کنیم.  فرمول (sum(K1:K3= را در خانه ای دلخواه وارد می کنیم. همانطور که می بینید پاسخ عدد صفر را نمایش می دهد. دلیل این مشکل این است که خروجی تابع MID متن است و نمی توان روی آن عملیات ریاضی انجام داد. برای حل این مشکل از ترکیب تابع Value استفاده می کنیم. این تابع عبارتهای عددی که حالت متنی دارند را دوباره به عدد تبدیل می کند. پس فرمول را به شکل زیر اصلاح می کنیم. =VALUE(MIDE(M3,1,1) =VALUE(MIDE(M3,2,1) =VALUE(MIDE(M3,3,1)  اکنون می بینید که پاسخ صحیح بدست آمد. این فرمول فقط برای یک عدد سه رقمی کاربرد دارد. …

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : پنج شنبه , ۲۴ تیر , ۱۳۹۵

  توابع  sumif و sumifs  اکسل برای کسانی که با این نرم افزار به صورت جدی کار میکنند توابع آشنایی هستند.  ما در اکسل ازتابع SUM برای جمع مقادیر موجود در یک محدوده استفاده می کنیم. حالا اگر بخواهیم مقادیر موجود در یک محدوده در صورت برقرار بودن شرط خاصی را با هم جمع کنیم از تابع sumif اکسل استفاده کنیم و اگر بخواهیم جمع مقادیر یک محدوده را به ازاء چند شرط داشته باشیم از تابع sumifs استفاده می کنیم. در این پست ویدیوی آموزش استفاده از توابع جمع شرطی sumif و sumifs را خدمت شما دوستان عزیز تقدیم می کنم. امیدوارم مفید واقع گردد. حجم تقریبی ۱۴ مگابات می باشد. برای توضیح بیشتر در مورد توابع جمع شرطی به اینجا مراجعه نمایید   لینک دانلود  

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : جمعه , ۱۱ تیر , ۱۳۹۵

در بعضی از موارد مجبوریم جمع اعداد یک ستون را به صورت یک در میان انجام دهیم. مثلاً جدولی به شکل زیر داریم که اعداد آبی رنگ پیشنهاد قیمت ما و اعداد قرمز رنگ قیمت توافق شده است. حال می خواهیم در یک سلول جمع هر دسته از اعداد را جداگانه محاسبه کنیم. ۷۴۲ ۲۵۶ ۹۵۴ ۲۶۷ ۸۶۲ ۱۵۶ ۹۴۸ ۹۱۴   برای این منظور از ترکیب چند تابع در اکسل استفاده می کنیم. توابعی که از آنها استفاده می کنیم عبارتند از: ROW|MOD|SUMPRODUCT با فرض اینکه اعداد بالا در سلول های G2 تا G9 قرار داشته باشند فرمول برای محاسبه اعداد آبی رنگ به صورت: SUMPRODUCT(G2:G9,MOD(ROW(G2:G9)+1,2))= و فرمول برای اعداد قرمز رنگ به صورت SUMPRODUCT(G2:G9,MOD(ROW(G2:G9)+0,2))= خواهند بود. شرح مختصر توابع به کار رفته تابع ROW شماره ردیف سلول مورد نظر را نمایش می دهد. مثلاً ROW(A5)=5 چون سلول A5 در ردیف پنجم قرار دارد. تابع MOD باقیمانده تقسیم یک عدد را بر عدد دیگر برمیگرداند. مثلاً MOD(25,3) برابر  یک است . یعنی باقیمانده تقسیم عدد ۲۵ بر ۳ برابر یک است. تابع SUMPRODUCT جمع حاصل ضرب چند عدد را محاسبه می کند. مثلاً در جدول زیر داریم شرح قیمت واحد تعداد جمع کل محصول ۱ ۲۵۰۰ ۲ ۵۰۰۰ محصول ۲ ۳۲۰۰ ۵ ۱۶۰۰۰ محصول ۳ ۱۹۵۰ ۴ ۷۸۰۰ جمع کل ۲۸۸۰۰   تابع SUMPRODUCT به این شکل عمل می کند:  یعنی همزمان قیمت هر محصول را در تعداد ضرب کرده و در نهایت آنها را با هم جمع می کند. در این حالت دیگر نیازی به ستون جمع کل نمی باشد. در شکل های زیر مقادیر تولید شده توسط هر قسمت از فرمول نمایش داده شده است. دانلود فایل تصویری این پست لینک اصلی لینک کمکی

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : یکشنبه , ۱۶ اسفند , ۱۳۹۴

Count | Countif | Countifs | Sum | Sumif | Sumifs توابع COUNT و SUM  از پرکاربردترین توابع دراکسل هستند. این توابع به تنهایی و یا باتابع IF مورد استفاده قرار می گیرند. شما می توانید عمل جمع و شمارش را بر اساس یک یا چند شرط انجام دهید. در این پست کاربرد این توابع را با چند مثال ساده بررسی می کنیم. تابع COUNT برای شمارش مقادیر عددی می توانید از این تابع استفاده کنید. مثال: در سلول A1 تا A5 تعدادی عدد وارد کرده ایم. می خواهیم با تابع COUNT تعداد اعداد را بشماریم. =COUNT(A1:A5) تابع COUNTIF برای شمارش  سلول هایی که دارای یک شرط باشند (برای مثال اعداد بزرگتر از ۹) از این تابع استفاده می کنیم. مثال: می خواهیم تابع فقط تعداد اعداد بزرگتر از ۹ را محاسبه کند. =COUNTIF(A1:A5,”>9”) تابع COUNTIFS برای شمارش سلول هایی که در چند شرط صدق کنند از این تابع استفاده می کنیم. مثال: می خواهیم تعداد اعدادی از ستون B را بشماریم که اولاً این اعداد از ۹ بزرگتر بوده و در ستون A مقابل آنها کلمه green وجود داشته باشد. =COUNTIFS(A1:A5,”green”,B1:B5,”>9”)   تابع SUM برای جمع کردن ناحیه ای از اعداد از این تابع استفاده می کنیم. مثال: جمع اعداد ناحیه A1:A5 =SUM(A1:A5)   تابع SUMIF برای جمع کردن سلول هایی که دارای یک شرط باشند (برای مثال اعداد بزرگتر از ۹) از این تابع استفاده می کنیم. مثال: می خواهیم تابع فقط جمع اعداد بزرگتر از ۹ را محاسبه کند. =SUMIF(B1:B5,”>9”)   مثال ۲ برای جمع زدن سلول هایی که وابسته به یک شرط هستند (مثلاً green) از تابع SUMIF استفاده می کنیم. در این مثال تابع دارای سه آرگومان (ورودی)  است و آرگومان آخری ناحیه ای است که می خواهیم جمع آن را داشته باشیم. =SUMIF(A1:A5,”green”,B1:B5)   تابع SUMIFS برای شمارش سلول هایی که در چند شرط صدق …

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : چهارشنبه , ۱۲ اسفند , ۱۳۹۴

##### error | #NAME? error | #VALUE! error | #DIV/0! error | #REF! error هنگام کار در اکسل ممکن است با این خطاها برخورد کرده باشید.در این پست خطاهایی که هنگام فرمول نویسی در اکسل با آنها برخورد می کنیم و روش رفع این خطاها را خدمت شما عزیزان تقدیم می کنم. خطای ##### وقتی در یک سلول این خطا ظاهر می شود معنی آن این است که عزض سلول برای نمایش محتوای سلول کافی نیست . مثال هرض ستون A2 برای نمایش عدد ۱۵۰۰۰۰۰۰ کافی نیست. برای رفع این خطا روی خط جدا کننده سلول ها در بالای سلول کلیک کرده و اندازه عرض سلول را افزایش دهید. نکته: با دابل کلیک روی خط جدا کننده سلول، عرض سلول به اندازه لازم تغییر می یابد مطابق شکل در محل + کلیک کنید و عرض ستون را تغییر دهید خطای #NAME? این نوع خطا زمانی ایجاد می شود که نام فرمول را به طور صحیح وارد نکرده باشید. مثال: به جای تایب فرمول SUM کلمه SU را وارد کرده ایم. برای اصلاح خطا شکل صحیح فرمول را وارد کنید. کلمه SU را به SUM تغییر دهید خطای #VALUE! زمانی این خطا توسط اکسل نمایش داده می شود که نوع  ورودی (آرگومان) اشباه باشد. مثال: در مثال زیر سعی کرده ایم کلمه Hi را با اعداد دیگری جمع نماییم. برای رفع این نوع خطا می توانیم به دو روش عمل کنیم. الف) نوع داده  نا مناسب را اصلاح کنیم مثلاً مقدار سلول A3 را به عدد تغییر دهیم ب) از یک تابع استفاده کنیم که نوع داده متنی را نادیده بگیرد. مثلاً از تابع SUM استفاده کنیم. خطای #DIV/0! اکسل زمانی این خطا را نمایش می دهد که سعی کنید عددی را بر صفر و یا یک سلول خالی تقسیم کنید. مثال: سلول A1 بر سلول A2 که دارای مقدار صفر …

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : یکشنبه , ۹ اسفند , ۱۳۹۴

در این پست تعدادی از توابع متنی اکسل را مورد بررسی قرار می دهیم. Join Strings | Left | Right | Mid | Len | Find | Substitute تابع Join Strings  یا الحاق رشته ها برای الحاق (اتصال) دو رشته متنی از عملگر & استفاده می کنیم. مثال: می خواهیم محتویات سلول های A1 و B1 را با هم ترکیب کنیم. برای ایجاد فاصله بین دو رشته از " " استفاده می کنیم. برای الحاق رشته ها از دستور Concatenate نیز می توان استفاده کرد تابع Left (جدا سازی رشته ها از سمت چپ) برای استخراج حروف مورد نظر از سمت چپ از تابع Left استفاده می کنیم. مثال: جدا سازی تعداد ۴ حرف از سمت چپ سلول A1   تابع Right (جدا سازی رشته ها از سمت راست) برای استخراج حروف مورد نظر از سمت راست از تابع Right استفاده می کنیم. مثال: جدا سازی تعداد ۲ حرف از سمت راست سلول A1   تابع Mid (جدا سازی رشته ها از میان رشته) برای استخراج حروف مورد نظر از میان یک رشته از تابع Mid استفاده می کنیم. مثال: جدا سازی تعداد ۳ حرف از میان متن سلول A1   در اینجا از کاراکتر شماره ۵ رشته متنی سلول A1(یعنی حرف P) شروع کرده و تعداد ۳ کاراکتر را جدا می کنیم. تابع Len برای مشخص کردن طول کل یک رشته از تابع Len استفاده می کنیم. تذکر: هرجای خالی نیز به عنوان یک کارکتر در نظر گرفته می شود. مثال: طول کل رشته واقع در سلول A1 با احتساب یک فضای خالی ۱۲ می باشد.   تابع Find برای مشخص کردن موقعیت یک مقدار در یک رشته از تابع Find استفاده می شود. مثال: حرف am در چه موقعیتی از متن سلول A1 قرار دارد؟ تذکر: موقعیت am با موقعیت اولین کاراکتر یعنی a مشخص می شود. یعنی …

  • نويسنده: احمد شهبازی
  • نوشته شده در تاريخ : جمعه , ۷ اسفند , ۱۳۹۴
Page 1 of 612345...Last »